الملا فتح الله الكاشاني

112

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بدانيد كه آن زيان مذكور هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ آن زيان ظاهر هويداست كه بر هيچكس از اهل موقف پوشيده نيست و نباشد . لَهُمْ مر آن خاسران راست مِنْ فَوْقِهِمْ ظُلَلٌ مِنَ النَّارِ از زبر ايشان سايبانها از آتش وَ مِنْ تَحْتِهِمْ ظُلَلٌ و از زير ايشان سايبانهاست طايفهء ديگر را كه در دركه زيرتر ايشان باشند كه منافق ترند طبقهاى آتش زير ايشان باشد و فرشهاى گسترده از آتش سوزان از زبر ايشان باشد ذلِكَ آن عذابى كه وصف كرده يُخَوِّفُ اللَّهُ بِهِ ميترساند خداى به آن عِبادَهُ بندگان خود را به جهت رحمت واسعهء خود در شان ايشان تا بپرهيزند از آن آتش و بامر او اقدام نمايند يا عِبادِ اى بندگان من چون عقوبتى چنين در عقب شماست فَاتَّقُونِ پس بترسيد از من آورده‌اند كه در زمان جاهليت زيد بن عمرو بن نفيل و سلمان فارسى و اباذر غفارى زبان بكلمهء طيبهء لا إله الا اللّه گشودند و به اعتقاد تمام بوحدة الهى اعتراف كردند و از كيش آباى خود تبرا نمودند حق تعالى در شان ايشان اين آيه فرستاد كه . وَ الَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ و آنان كه اجتناب كردند از شيطان كه در غاية طغيانست و عدوان و ساير شياطين كه مضلات دين‌اند يعنى دور شدند أَنْ يَعْبُدُوها از آنكه پرستيدند آنها و تبعيت آنها كردند وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ و بازگشتند بسوى خدا و از سر يقين روى بجانب او آوردند لَهُمُ الْبُشْرى مر ايشانراست مژده ثواب و آن يا در حين حياتست به زبان پيغمبران و يا نزد وفات است به بشارت فرشتگان يا بعد از ممات بخطاب الهى بدخول جنان خلاصهء سخن آنست كه آنان كه مجتنب شدند از عبادت هر چه دون خداست ايشان را مژده ثوابست فَبَشِّرْ عِبادِ پس مژده ده بندگان مرا . الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ آنان كه ميشنوند گفتار حق را فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ آيا پس پيروى ميكنند نيكوترين آن را يعنى عمل مىكنند به آن قولى كه اقرب به حق و اصوب بقبول است و سدى گفته كه اتباع قولى مىكنند كه احسن آن چيزيست كه مأمورند به آن از طاعات و عبادات و أبو درداء فرموده كه اگر به جهت سه چيز نميبود نميخواستم كه يكروز زنده بمانم يكى تشنگى در عين گرما يعنى روزه داشتن در آن و ديگرى سجده كردن در جوف ليل و سيم مجالست كردن با جماعتى كه تبعيت بهترين كلام كنند و يا آنكه بشنوند امر قرآن را و احسن امرى را اختيار كنند همچنانكه اختيار عفو كنند بر قصاص كه افضل آن است كقوله تعالى و ان تعفوا اقرب للتقوى و